همینجوری با این خبر برخورد کردم که در مورد سریال شمس العماره یه نقدهایی وارد شده مبنی بر اینکه ترویج اشرافیگریه و.... کاری با این خبر ندارم ، فقط بهانه ای شد برای تاملی در مورد کلیت این موضوع، یعنی ساده زیستی و تجملگرایی.
اول باید این قضیه روشن بشه که آیا واقعا ساده زیستی یک ارزش عام و الگویی برای زندگی همه ی مردمه یانه؟
در واقع همینطوره........ و آدمها از لحاظ تمکن مالی و رفاه زندگی به دو دسته تقسیم میشن: غنی و فقیر و این اصلا مساوی با دسته بندی مردم به فقیر و اشرافی یا اشراف زاده یا ازین دست اوصاف منفی نیست و مساله درست همینجاست که وقتی سوراخ دعا را گم میکنیم و میخواهیم ضد ارزش رو با ارزش جمع کنیم و این غیر ممکنه
به عبارت ساده تر اون دسته از آدمهای غنی هم باید ساده زیست باشند...... همونطور که از نزدیک، کسانی رو سراغ دارم که فقیرند ولی اشرافی و تجملی زندگی میکنن و در اصل این اشتباه و خطا در تحلیل ارزشها و ضد ارزشها منشا چنین نتیجه گیریهای غلطی میشه که میخوایم مثلا معنویت رو با تجمل جمع کنیم و این تلاشی بی ثمره؛ چرا که ذاتا در تعارضند
پس نتیجه میشه یه کار سطحی و فرمالیته که همه اش مشغول توجیه و عیب پوشیهای خودشه و به همین ترتیب هیچ ثمر ارزشی واقعی و تاثیرگذاری رو بدنبال نداره...... فوقش یه اثر فانتزی ای میشه که سرگرم کننده است و سرگرمی هم که...
گفتم طبق ارزشهای ما، آدمهای غنی هم باید ساده زیست باشن؛ یه کم بازش میکنم و چن تا مثال میزنم تا معلومتر بشه قضیه ...... آیا این گزاره ها درست هست یا نه؟ من خیلی پول دارم، پس یه کت و شلوار پونصد هزار تومنی میخرم......من خیلی پول دارم....... پس یه ماشین دویست میلیونی میخرم و ...
اصلا میریم سر کلمه و معنی تجمل البته نه به لحاظ ادبی و لغوی بلکه به معنای مصطلح و کاربردی؛
مسلما از جمال و زیبایی میاد، پس چطور میتونه بار منفی داشته باشه؟ خوب نمک برای بدن لازمه(مخصوصا ید دارش)....... پس چطور میتونه برای بدن بد باشه؟ دومی آشکارا مضحک به نظر میرسه چون شرط عقلیش روشنه...... باور کنین اولی هم(تجمل) همینطوره.... تجمل یعنی پرداختن و ساختن و آراستن زیبایی ها در حدی که از مقام زیبایی تنزل میکنه
روح امر عجیبیه..... روح کاری باین قراردادهای ذهنی ما نداره که: خوب خداییش این بنز قشنگ نیست؟ چطور دلت میاد داشتنشو سرزنش کنی؟
من در جواب میگم، چرا خداییش قشنگه پس عکسشو بخر بزن تو اتاقت.... اگه واقعا برای قشنگیشه... یا چرا اون کارو بکنی؟ همین که الآن دیدیمش مگه لذتشو نبردیم....... لذت این طراحی و رنگ بندیو این منحنی های قشنگ بدنه و صدای آرام موتور و .... خوب کافیه دیگه........ دیگه وقت نداریم بریم چیزای خیلی قشنگ دیگه ای هست اونا رو هم ببینیم ......... که تازه چن تای دیگه ی اونا رو هم که دیدیم دلمونو میزنه و روحیه مون اشباع میشه....... گفتم که روح امر عجیبیه..... حتی برای قشنگی هم کوپن قائله و نه بیشتر...
حالا که یه کم با هم تو این معناها گشت زدیم..... بهتر میشه نتیجه گرفت و جمعبندی کرد که این تجمل در واقع یه نگاه سطحی و تک بعدی به معنای بسیط و بی انتهای زیبائیه ..... در اون حد که در چاچوب رفتاری انسان توی یه زندگی زیبا میتونه به یه زشتی و ضد ارزش* تبدیل بشه
................................................................................................................................
ارزش یعنی اون چیزی که ارزششو داشته باشه و غیر از اونا هم میشن ضد ارزش
